X
تبلیغات
رایتل
شدن
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 29 اسفند‌ماه سال 1382
وحشیانه زیستن
 یعنی پذیرش !!! وقتی مرگ رو باور کنی ، اون وقت حس می کنی که این لحظه ، لحظه ی آخره ، اون رو با تمام وجود زندگی می کنی چون عاشق زندگی هستی ، اگر عاشق زندگی باشی و مرگ رو دوست نداشته باشی ، غصه می خوری !!! حسرت می خوری به لحظه های رفته !! و آه می کشی..
اگه مرگ رو دوست داشته باشی و زندگی رو نخواهی ، لحظه ها رو از دست می دهی ، خودت رو می کشی تا به آینده برسی !!! این جوری مرگ رو زندگی می کنی ----- مثل رفتارهای خود تخریبی ، اعتیاد و ......... ------
اما اگر مرگ و زندگی رو با هم دوست داشته باشی ،  زندگی رو زندگی می کنی و در مرگ می میری ، ------------ چی شد ؟؟؟ ----------------
فکرشو بکن !! این آخرین باری که می آی اینجا................
پذیرش این جفتهای متضاد به تمامی ، بدون ارجحیت یکی بر دیگری را   وحشیانه  زیستن است  و شرط لازم برای شدن  .وحشی وارد بازی می شه ، و می دونه آخر بازی هر چیزی می تونه باشه و می پذیره ...
 باید وحشی باشی تا بتونی مرگ و زندگی رو بپذیری ، در اینجا و اکنون جاری باشی  و ضربه هات رو   یک بار برای همیشه بزنی  !!
زندگی دهشتناکه و ناچاری که جسور باشی تا زیر هجوم سایه ها خرد نشوی و نترسی از این که در لحظه به تمامی حضور داشته باشی ........
من می دانم زندگی هیچستان است ، نه اوجی و نه قله ای ..... با این همه ،این هیچستان جایی است ، آری  ، من دیوانه ام ، جنون را اختیار کرده ام.... زندگی را به تمامی زندگی می کنم  ....... 
تو هم 
         زندگی  را به تمامی زندگی کن !!!

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 192430


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها