X
تبلیغات
رایتل
شدن
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1382
چرا من معتادم !!

چرا یک نفر معتاد می شود ،  سوالی که این روزها مدام از خود می پرسم ....و هر چه بیشتر می پرسم  ، کمتر می یابم .....
آیا در محیطی معتادپرور هستیم ، اگر این گونه است ، پس چرا همه معتاد نیستند ؟ مواد ارزان است و در دسترس همگان  ، اما از این همه ، بسیاری هم معتاد نمی شوند حتی سیگار هم نمی کشند .... شاید  ، چون مامان و بابا معتادند ، بچه شون هم معتاد می شه ..... اما ، نه !! همه ی این بچه ها هم معتاد نمی شن ... شاید ، فقیرند ، اصلا بی کس و کارند ..... آره ، ممکنه ، ولی نمی شه کاری کرد که اینا هم معتاد نشن ..... اصلا یه سوال دیگه ، چرا جوونها بیشتر معتاد می شن ؟ چرا بچه ها یا پیرها کمتر معتاد می شن .... چرا تو سیگار می کشی ؟ چرا وقتی می ریم کوه ، تو بیشتر قلیون می کشی .. حتی اون یکی که از دود داره خفه می شه  .... اونم قلیون می کشه ..... باز هم یه سوال ، تو که می دونی مواد چیز خوبی نیست .... شاید هم ندونی ، اگه ندونی که خوب موضوع فرق می کنه ..... اما ، اگه می دونی ، پس چرا معتاد می شی ؟
نمی فهمم ، یعنی می فهمم که محیط و ماده دو تا عامل مهمه ، می فهمم که قراره من و تو و هر چی جوونه ، نیروی فعال نباشه ، پس اگه معتاد بشن ، عالیه !!! می فهمم که ماده ارزون ، که هروئین قیمتش کمتر از تریاکه چون خطرناک تره ، و اصلا این یه قانونه ، هر چی خطر ناکتر ارزون تر !!!.... اما یه چیزای دیگه هم از خودم می فهمم ......می فهمم که هیچ دل خوشی ندارم، جز همین ماده !!! و لحظه ای نئشگی .......  هیجان رو دوست دارم و می خوام که عطش جنسی ام بزنه بیرون و همیشه حال کنم و حال بدم ..... می فهمم که می خوام بزرگ بشم که دوست دارم هر چی مامان و بابا می گن ،  گوش ندم ..... می دونم که این کارا بچه بازیه اما یاد نگرفتم چه جوری بزرگ بشم ....می فهمم که اونا هم یه پا مقصرند که یا پول زیادی بهم می دم یا که هیچی بهم نمی دم ..... چی کار کنم وقتی که  دوست پسرم ، دوست داره  باهاش سیگار بکشم و الکل بخورم ، که اگه نکنم ، بهم تزریق می کنه .... من هم می ترسی ایدز بگیرم ، البته اگه تا حالا نگرفته باشم .. .... خییل چیزا می فهمم اما هنوز نمی فهمم چرا من معتاد شدم ؟
گاهی  ناامیدم و همیشه می ترسم ، از این دنیای پر آشوب  ....از اون آینده ی مبهم .....می ترسم ..... و با این ترس چی کار کنم .... همه را به دود می سپرم تا شاید دمی دیگر را تاب بیاورم ..... تو می فهمی ، چی می گم ، مگه نه ؟ تو هم ناامید می شی، تو هم می ترسی ، اما ، تو معتاد نمی شی ؟ چرا ؟
  


دوستان  من که بعد از کنکور گم شده اید  ، اگه خودتون رو پیدا کردید ..... خبر بدهید !!!! 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 192374


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها