X
تبلیغات
رایتل
شدن
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 19 آذر‌ماه سال 1382
من و چهارشنبه ( ۲)
در ادامه

ساعت  ۱۲:۳۸  مدرسه

خوب خیلی دیر نرسیدم ……بچه ها دارن با یه قوطی پلاستیکی فوتبال بازی می کنند . …
-بیاید سر کلاس ……زود باشین ….. عرفان …بدو ..
این بچه ها با یه دنیا شیطنت خیلی دوست داشتنی اند اگه بخوام لحظه هاشون تعریف کنم مثنوی هفتاد من می شه باشه برای بعد …..
ساعت 14:10، صف اتوبوس
امروز چه خبر همه جا شلوغه . چه قدر هوا سرد شده ………..آخی این اتوبوسه خالیه ، می تونم بنشینم ……
…….
ساعت 14:35 ، کلاس دانشکده
استاد با چهره ی خندان و با همون کت و شلوار ساده و رفتاری خودمونیش  … داره می ره سر کلاس .. بعد از دو سه هفته سر و کله اش پیدا شده ….بچه همه حاضرند ، 10 – 12 نفری می شیم …..خیلی دیر نرسیدم …..کلاسش رو خیلی دوست دارم ……
- سلام استاد
 - س
لام خانم ….
استاد : موضوع درس امروز ، نگرش است ، نگرش *..
خوب ، مثلا اگر من به شما این جمله ی ناتمام را بگم شما چی می گید …….من از مرد بودن احساس ………و یا از زن بودن احساس ……….

ادامه دارد
------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگرش :از دیدگاه آلپورت ، اندیشه یا شناخت ( همراه با بار عاطفی ) که از طریق تجربه سازمان یافته و دسته ای از اعمال را به سوی موقعیتهای خاص هدایت می کند .

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 192430


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها